تبليغاتX
تفکر ، دریچه ای بسوی هستی
یکشنبه بیست و یکم مهر 1387

سلام  سلام  سلام  سلام  سلام  سلام  سلام  سلام  سلام  سلام ...

سلامی به اندازه و تعداد ثانیه های که این وبلاگ به روز نشده بود .

حال شما چطوره ؟ خوبید ؟ امیدوارم همیشه و در هر همه جا شاد و سلامت باشید .

واقعا دلم برای اینجا و دوستانی که همیشه همراهم بودند تنگ شده بود .

می دونم ، کم کاری از طرف من بود ، لازم دیدم قبل از پرداختن به موضوع اصلی دلایل کم کاری این چند وقت رو بیان کنم :

برای همه ممکنه اتفاقاتی پیش بیاد و اونا رو از مسیر که طی می کنند خارج کنه ، خوب من هم مستثنی نبودم ، دو تا اتفاق که من اسم اونا رو زلزله ی کوچولو میزارم باعث دوری من از اینجا ، از شما ، از ... شد . اتفاق اول که تقریبا همزمان بود با آخرین نوشته ، زلزله روحی بود ، دیگه دستم به نوشتن نمی رفت ، حتی نمی تونستم برای چند لحظه فکرم رو متمرکز کنم چه برسه به نوشتن . انگار که زلزله اومده باشه و سقف خراب شده باشه سر روحم یا اینکه روحم تصادف کرده باشه ! چند وقتی رو دنبال علت این امر سپری کردم ، بعد از اینکه به جای نرسیدم شروع کردم به بازسازی خرابی ها ... اما بازهم به جایی نرسیدم . تا اینکه اتفاق دوم پیش اومد ، اتفاق دوم زلزله یا تصادف جسمی بود ، یه تصادف کوچولو چند روز مونده به امتحانات نیمسال دوم ، یه ضربه مغزی کوچولو ، یه چند روزی کوچولو ساب کما بودن ...

به لطف و رحمت خداوند الان مشکل خاصی ندارم و زندگیم به روال طبیعی برگشته ...

دیگه تقریبا دلایل مشکل یا زلزله اول رو می دونم و تمام سعی و تلاشم رو متمرکز بر روی این می کنم که دیگه اشتباهاتی که باعث به وجود آمدنش می شه رو مرتکب نشم .

من میروم اما مطمئن باشید : دریچه ها هر گز بسته نخواهند شد  

راستی داشتم  موضوع اصلی رو فراموش می کردم ... 

اگر  مایل به خواندن اصل موضوع می باشید بر روی ادامه مطلب کلیک نمائید .

 

خداحافظ  ...   


ادامه مطلب
نوشته شده توسط میثم در 10:30 بعد از ظهر | | لینک به این مطلب