سلام سلام سلام سلام سلام سلام سلام سلام سلام سلام ...
سلامی به اندازه و تعداد ثانیه های که این وبلاگ به روز نشده بود .
حال شما چطوره ؟ خوبید ؟ امیدوارم همیشه و در هر همه جا شاد و سلامت باشید .
واقعا دلم برای اینجا و دوستانی که همیشه همراهم بودند تنگ شده بود .
می دونم ، کم کاری از طرف من بود ، لازم دیدم قبل از پرداختن به موضوع اصلی دلایل کم کاری این چند وقت رو بیان کنم :
برای همه ممکنه اتفاقاتی پیش بیاد و اونا رو از مسیر که طی می کنند خارج کنه ، خوب من هم مستثنی نبودم ، دو تا اتفاق که من اسم اونا رو زلزله ی کوچولو میزارم باعث دوری من از اینجا ، از شما ، از ... شد . اتفاق اول که تقریبا همزمان بود با آخرین نوشته ، زلزله روحی بود ، دیگه دستم به نوشتن نمی رفت ، حتی نمی تونستم برای چند لحظه فکرم رو متمرکز کنم چه برسه به نوشتن . انگار که زلزله اومده باشه و سقف خراب شده باشه سر روحم یا اینکه روحم تصادف کرده باشه ! چند وقتی رو دنبال علت این امر سپری کردم ، بعد از اینکه به جای نرسیدم شروع کردم به بازسازی خرابی ها ... اما بازهم به جایی نرسیدم . تا اینکه اتفاق دوم پیش اومد ، اتفاق دوم زلزله یا تصادف جسمی بود ، یه تصادف کوچولو چند روز مونده به امتحانات نیمسال دوم ، یه ضربه مغزی کوچولو ، یه چند روزی کوچولو ساب کما بودن ...
به لطف و رحمت خداوند الان مشکل خاصی ندارم و زندگیم به روال طبیعی برگشته ...
دیگه تقریبا دلایل مشکل یا زلزله اول رو می دونم و تمام سعی و تلاشم رو متمرکز بر روی این می کنم که دیگه اشتباهاتی که باعث به وجود آمدنش می شه رو مرتکب نشم .
من میروم اما مطمئن باشید : دریچه ها هر گز بسته نخواهند شد
راستی داشتم موضوع اصلی رو فراموش می کردم ...
اگر مایل به خواندن اصل موضوع می باشید بر روی ادامه مطلب کلیک نمائید .
خداحافظ ...
ادامه مطلب

