سلام
کم کم غروب ماه خدا دیده می شود
صد حیف از این بساط که بر چیده می شود
در این بهار رحـمت و غـفران و مغفرت
خوشبخت آن کسیت که بخشیده می شود
رمضان آمد و رفت ، به یک چشم بر هم زدن . انگار همین دیروز بود که اولین صدای ربنا را شنیدم و امروز ....
عید سعید فطر بر همه شما دوستان گرامی مبارک باد . در ضمن از تمام دوستانی که در این مدت اظهار لطف داشتند ، ممنون و سپاسگزارم . امیدوارم بتوانم پاسخگوی محبتهای شما باشم . و اما اصل ماجرا و آنچه قول داده بودم :
یک تفکر کامل و بی نقص به چه عواملی نیازمندیم ؟ آیا راه و مسیر خاصی برای درست اندیشیدن و تفکر وجود دارد ؟ آیا اصلا امکان تفکر بی نقص و کامل برای انسانها وجود دارد ؟
مساله اصلی همینجاست ، به نظر من انسانها در حوزه علوم انسانی (حداقل) توانایی رسیدن به یک اندیشه کامل و بی نقص را ندارند ، شاهد این امر هم نظریه ها و دیدگاههای مختلف و متفاوتی است که در این حوزه وجود دارد که هریک از این نظریه ها برخی جنبه های کامل بودن را دارند اما هیچ گاه به طور مطلق صدق نمی کنند و حتی ممکن است با ایجاد نظریه جدید ، خط بطلان بر تمامی آن نظریه کشیده شود.
یکی ازدلایل این نا پایداری و نقص داشتن نظریه ها ، عدم شناخت کامل و معرفت انسان ها به آن موضوع است . حقایق هیچگاه به طور کامل برای انسانها نمایان نمی شود و این امر موجب نقص اندیشه انسانی می گردد .
پس هیچ اندیشه و تفکری نمی تواند کامل و بی نقص باشد اما با کاربرد برخی ابزار و لوازم می توانیم درصد خطا و اشتباه آن را کاهش دهیم . به تفکری و اندیشه ای می توان درست گفت که درصد اشتباهات آن کمتر باشد . مسلما اولین راه برای کاهش خطا ، دست یافتن هر چه بیشتر به حقیقت موضوع مورد تفکر است . همانطور که گفتیم عدم شناخت کامل باعث نقص می گردد ، پس هرچه شناخت ما بیشتر باشد ، نقص و خطای اندیشه ما کمتر می شود .
سوال : چگونه می توان شناختمان را از حقیقت یک موضوع افزایش دهیم ؟
من برای افزایش شناخت راهکار زیر را پیشنهاد می دهم (البته حتما راهکارهای فراوانی برای افزایش شناخت وجود دارد ، و این راهکاری بوده که به ذهن من رسیده است . اگر شما راهکارهای دیگری سراغ دارید ، خوشحال می شوم پیشنهاد کنید) :
بررسی تاریخی و تحقیق در مورد چگونگی به وجود آمدن ، رشد و شیوه عمل آن پدیده یا موضوع . تاریخ همواره کمکهای فراوانی به انسانها کرده است ، و ما می توانیم : 1. با بررسی پدیده ها و اینکه محصول و مولود چه شرایطی هستند 2. در چه محیطهای رشد ، بسط و نمو یافته اند 3. مشاهده رفتار و اعمال آن در طول تاریخ ، شناختی نسبی به گذشته آن پدیده یا موضوع پیدا کنیم و تفکرمان را بهتر و دقیق تر پایه گذاری نمائیم .
برای روشنتر شدن موضوع یک پدیده در حوزه علوم انسانی را در نظر بگیرید ، مثلا معضل اعتیاد در قشر جوانان که مربوط به جامعه شناسی است . ما برای اینکه تفکر و اندیشه ای دقیق در این موضوع داشته باشیم ، ابتدا باید شناختمان را نسبت به این پدیده افزایش دهیم . طبق آنچه در بالا آمد باید به بررسی تاریخی اعتیاد بپردازیم و ببینیم که این معضل حاصل چه شرایطی است و محیطهای رشد این معضل را شناسایی کنیم ( که البته استثناء در این مورد پراکندگی فراونی وجود دارد و اعتیاد بین اقشار مختلف جامعه اعم از قشر تحصیل کرده و بی سواد ، ثروتمند و فقیر و ... وجود دارد که این کار ما را سخت می کند ) سپس با نگاه به گذشته و شناخت رفتارهای این پدیده ، تبیین و پایه گذاری تفکرمان را آغاز کنیم .

