تبليغاتX
تفکر ، دریچه ای بسوی هستی -
یکشنبه بیست و یکم مهر 1387

چاره ای جز این ندارم  ...

 یکی از اشتباهاتی که معمولا افراد دچار آن می شوند ؛ نه ، ببخشید ، فکر کنم جمله از لحاظ انشائی اشتباه است ، یعنی نباید جمع می بستم ، من که جای دیگران نیستم تا از طرف اونها نظر بدم  ، بهتر است بگویم : یکی از اشتباهاتی که معمولا دچار آن میشدم این بود که تنها یک جنبه برای اتفاقات یا پدیده های زندگیم می پنداشتم به عنوان مثال فلان خاطره را خاطره ای بد یا فلان اتفاق را اتفاقی بسیار خوب می دیدم در حالی که هر پدیده و یا اتفاقی دارای ابعاد و جنبه های گوناگون می باشد ، روشنتر آنکه یک پدیده یا اتفاق در عین آنکه می تواند منفی ، زشت و یا بد باشد ، همزمان می تواند مثبت ، زیبا ، خوب باشد وبالعکس . عاملی که باعث شد متوجه این موضوع شوم ، زلزله جسمانی یا همون تصادفی بود که برام پیش اومد . اون اتفاق آنقدر سخت بود که الان خانواده ام ، فامیلها و یا دوستانم حاضر نیستند ذره ای درموردش صحبت یا بهتره بگم اصلا دوست ندارند به خاطر بیاورند ، شاید از همه سخت تر برای خودم بود که تا یک ماه بعد فکر می کردم خواب می بینم و هر لحظه دعا می کردم زود تر از خواب بیدارشم . ولی الان که فکر می کنم ، می بینم که خوبی های این اتفاق آنقدر زیاد و بزرگ بود که اصلا بدی ها و سختی هایش به چشم نمی آید ، من خداوند رو شاکرم که این لطف رو در حق من کرد ، این اتفاق بهترین اتفاق زندگیم بود ، هست و خواهد بود چرا که ازتاریکی و گمراهی نجاتم داد . خدایا من اینجا و پیش همه اعتراف می کنم که تو را به درستی نشناخته بودم ، قادرو توانا بودنت را با ذهن کوچکم می سنجیدم و معنای بی نیازیت را درک نکرده بودم ، این طرز تفکر تاثیرات نا مطلوبی در روش زندگیم گذارده بود تا اینکه این مهربانی بزرگ را در حقم انجام دادی ؛ خدایا ، ممنونم که بچه بازی هامو طاقت می کنی ، هر چقدر بد می شم اما تو نجابت می کنی ، هر کجای دنیا باشم با منی و در منی ، نگران حال و روزم بیشتر از خود منی ...

****

نمی خواهم نا شکری کنم واقعا از ته دل خداوند رو سپاس گذارم که فرصت جبران اشتباهات گذشته رو به من داد ، اما طبق این گفته  که : " هر پدیده و یا اتفاقی دارای ابعاد و جنبه های گوناگون می باشد " می خواهم بعد و جنبه منفی بازگشت به زندگی رو هم بنویسم البته قبل از هر چیز باید بازهم به خودم و شما یاد آوری کنم که لطف و مهربانی خداوند آنچنان مثبت و خوب بوده که جنبه های منفی به چشم نیاید .

 تنها نکته منفی دیدن و تحمل دوباره جامعه یا مردمی است که به سوی نا کجا آباد می روند ...

خدایا خسته ام از مردمی که دینشان چیزی جز تزویر و ریا نیست ...

مردم  در این امر به چهار دسته تقسیم می شوند : گروه اول مومنان حقییقی و راستین که در راه خود پایدارند ، دسته دوم در مقابل گروه اول قرار می گیرند به عبارت بهتر دینی را پرستش نمی کند ، دسته سوم دینداران شناسنامه ای هستند ، یعنی تنها چیزی که از دین خود می دانند این است که نام آن دین در شناسنامه شان درج گردیده و اعتنایی به احکام دین ندارند ، در واقع تفاوتشان با گروه قبلی فقط  شناسنامه است و گروه آخر کسانی هستند که وانمود و تظاهر می نمایند جزء دینداران حقیقی هستند . خوب هر که جزء گروه اول است ، خوشا به سعادتش ، انشا ا... خدا من را با او محشور نماید . دسته دوم در جامعه ما کم هستند بالشخصه تا به حال چنین شخصی را ندیده ام . اما دو گروه آخر را همه ما دیده ایم و می شناسیم ، کم نیستند افرادی که فقط از لحاظ شناسنامه ای دین دارند و از همه بد تر کم نیستد اشخاصی که تظاهر به دین داری می کنند و حتی هر روز در صفهای نماز جماعت دیده می شوند . تنها یک سوال دارم : فکر می کنید عذاب کدام سخت تر خواهد بود ؟ ریا کاران یا  آنانکه  هیچ دینی ندارند .

می چکد شک از سر سجاده ها ، وای از روز که افتد پردها ...

خدایا ، دیگر از کجای جامعه بنویسم ؟ وقتی پایه های ایمان سست باشد ، چه انتظاری می توان از دیگر ارکان جامعه داشت ؟

خدایا خسته ام از مردمی که ادعای تمدن و فرهنگ دو هزار و پانصد ساله دارند که هزار و چهار صد سال از آن در تعامل با فرهنگ و تمدن اسلامی بوده است ... آیا آنچه در جامعه خود می بینیم آن فرهنگ دو هزار و پانصد ساله است ؟ آیا فرهنگ این است که صدای تلوزیون خود را در هنگام دیدن فوتبال قطع کنیم تا مبادا الفاظ رکیک یکصد هزار تماشاگر به گوش خانواده برسد ؟ آیا فرهنگ آن چیزی است که در مکان های عمومی با بلوتوث به موبایل مان می فرستند ؟ اگر این است فرهنگ و تمدن به چه زبانی بگویم حتی یک دقیقه از آن دو هزار و پانصد سال را نمی خواهم . به راستی آیا ما وارث تمدن دو هزار و پانصد ساله هستیم ؟

علم چگونگی کلاه گذاشتن بر سرمردم و خوردن مال آنها را علم اقتصاد می نامند . شما تعریف دیگری از علم اقتصاد بلد هستید ؟ تمام سعیمان این است که یک ریال بیشتر درآمد داشته باشیم و مهم هم نیست که آن یک ریال از کجا آمده و برای چه کسی بوده است . در باره اقتصاد بیشتر نمی نویسم چون می ترسم قضیه سیاسی بشه ...

اما از هرچی ننویسم ، از خود سیاست نمی تونم ننویسم ولی قول می دم سیاسی ننویسم . متاسفانه در جامعه ای زندگی می کنیم که سیاست مدارانی پرورانده است که سیاستشان چیزی جز دروغ گویی و فریب عوام نیست ، گاهی آنچنان خوب این کار را انجام می دهند که خودشان هم دروغ و فریب خویش را باور می کنند تا آنجا که حتی در فریب دادن نخبگان و خواص جامعه هم موفق عمل می کنند ... کاش کارشان به همین جا ختم می شد ، آنها آنقدر غرق در افکار خویش هستند که فکر می کنند می توانند ( نعوذ بالله ) خداوند را هم فریب دهند ...   

چه می گویم ؟

خدایا از همه چیز و همه کس بیش تر از دست خود خسته شده ام ، خدایا من حتی نمی توانم طبق میل قلبی ام تنها از تو و رحماتت و مهربانی های که میلیون ها بار در هر صدم ثانیه درحق من و مردم روا می داری بنویسم ؛ خدایا من که  تشکرنامه خود را با موضوعاتی چون : تزویر و ریا ، علم اقتصاد ، تماشا گران ، بلوتوث و سیاست !!! سیاه کردم ، چه انتظاری می توانم از دیگران داشته باشم ؟ 

****

" ستایش خدای را که که با من اظهار کمال دوستی فرمود ، با آنکه از من بی نیاز بود و سپاس خدای را که از گناهانم حلم و بردباری گرد چنانکه گویی گناهی از من سر نزده است ، پس خدای من در پیشم محبوب ترین موجود است ...

خدایا من جویای توام و در حوائجم رو به تو آورده ام و به درگاه تو استغاثه کرده و پناه می جویم و دردعا متوسل توام ، بدون آنکه لایق آن باشم ... من تو را می خوانم با زبانی که از فرط گناه لال گردیده ، ای پروردگار با تو راز و نیاز می کنم با دلی که هراسان و ترسان است از قهر تو ، و چون به کرم و احسان بی پاین تو نظر می کنم ، طمع بسته و امیدوار می گردم ...

پناه آوردنم در حال سختی به درگاه تو با بی حیایی و بی باکیم به موجب رافت و مهربانی توست و البته امیدم آن است که با اینگونه قبایح و زشتیها یم ، باز از آرزوی که به تو دارم محرومم نگردانی(۱) "  چاره ای جز این ندارم .... 

 

 


1. قسمتهایی از دعای ابو حمزه ثمالی                       

 

نوشته شده توسط میثم در 10:30 بعد از ظهر | | لینک به این مطلب